معانی کلمه : اوراقچی
لغت نامه دهخدا
اوراقچی. [ اَ / اُوْ ] ( اِ مرکب ) ( در تداول عامه ) آنکه اتومبیلهای کهنه را خرد و اجزای آنرا ازهم جدا کرده به نیازمندان و مشتریان فروشد. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - تر. ] (ص . اِ. ) کسی که اجزای دستگاه یا ماشینی معمولاً فرسوده را از هم باز می کند و قطعة کارآمد آن را جداگانه می فروشد.
فرهنگ فارسی
آنکه اتومبیل های کهنه را خرد و اجزای آنرا از هم جدا کرده .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
wrecker (اسم)
مخرب، اوراقچی
