Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اوداج

تلفظ بین المللی : /uːdˈɑdʒ/ تلفظ :‌ [u:d'AdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • اوداج اربعه
  • تاکایوکی اوداجیما
  • اودا نوبوناگا
  • اوداس اوکتاو ویکتور
  • اودالیگ سیربال
  • اودایپور
  • اواجی
  • اواجیق
  • دستخوش اواج شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اوداج. [ اَ] ( ع اِ ) ج ِ ودج. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به ودج شود. || ج ِ وِداج. ( غیاث اللغات ). ج ِ ودج. رگهای گردن. رجوع به ودج شود : گرفتم رگ اوداج و فشردمش به دو چنگ بیامد عزرائیل و نشست از بر من تنگ.حکاک مرغزی.آن شاه که گویند بجنت برد آنرااز جود که مر خون ورا ریخت ز اوداج.سوزنی.مقراضه بندگان چه مقراض اوداج بریده منکران را.خاقانی.- فری اوداج اربعه ؛ در اصطلاح فقه دورگی که در دو...

فرهنگ عمید

ودج#NAME?

= ودج

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ ودج ، شاهرگ ها.

فرهنگ فارسی

شاهرگها، رگهای بزرگ گردن
(اسم ) جمع ودج شاهرگها رگهای گردن. یا اوداج اربعه . چهار رگ گردن .

کلمات مرتبط

  • اوداج اربعه
  • تاکایوکی اوداجیما
  • اودا نوبوناگا
  • اوداس اوکتاو ویکتور
  • اودالیگ سیربال
  • اودایپور
  • اواجی
  • اواجیق
  • دستخوش اواج شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات