Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اوار

تلفظ بین المللی : /ˈaːvˈɑr/ تلفظ :‌ ['a:v'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • آوار
  • آوار شدن
  • اوار شدن
  • اوار بنیاد
  • اوار به داس دادن
  • اوار خروسی
  • آوار بنیاد
  • اوار افتاب
  • اوار کویسو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اوار. [ اَ ] (اِ) دفتر و حساب دیوانی . (آنندراج ) (هفت قلزم ) (برهان ). رجوع به اوارجه شود.

اوار. [ اُ ] (ع اِ) گرما و هوای گرم . (هفت قلزم ). گرمی آتش و آفتاب . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (برهان ). گرما. (مهذب الاسماء). || دود زبانه ٔ آتش . || تشنگی . || باد جنوب . ج ، اُوُر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).

(...

فرهنگ عمید

آواره#NAME?

۱. گرما؛ گرمی آتش یا آفتاب.
۲. تشنگی.
۳. باد جنوب.

( آوار ) ۱. گردوخاک، غبار: از آوار اسبان و گرد سپاه / بشد روشنایی ز خورشید و ماه (فردوسی: لغت نامه: آوار ).۲. خاک، سنگ، آجر، گچ، تیر، و دیگر مصالح ساختمانی که هنگام خراب شدن بنا فرومی ریزد.۳. (صفت ) ویران.۱. غارت، چپاول: باد گویی نافه های تبتستان بر درید / باغ گویی کاروان شوشتر آوار کرد (فرخی: ۴۲۷ ).۲. آزار، رنج، ...

فرهنگ معین

( آوار ) ۱ - (ص . ) آزار، رنج ، ستم . ۲ - خراب ، ویران . ۳ - ( اِ. ) هرج و مرج ، بی نظمی . ۴ - غارت ، چپاول . ۵ - دربه در، آواره .
( اِ. ) ۱ - گرد و غبار و خاک . ۲ - فرو ریختن دیوار و سقف .

دانشنامه آزاد فارسی

آوار. آوار (Avar)قوم بزرگ قفقازی، ساکن ناحیۀ آوارستان در جمهوری خودمختار داغستان از جماهیر فدراسیون روسیه. آوارها خود را مَعرولَلْ، به معنای کوه نشین، می نامند. جمعیت آوارها، بالغ بر ۴۸۲هزار نفر است. آوارها قومی چادرنشین، بیابانگرد و سوارکار بودند که در قرون ۴ و ۵م بر دشت های آسیای مرکزی مسلط شدند. این قوم با فشار و تهاجم قبایل نیرومندتر به سمت غرب رانده شدند و با ادغام مردمان سرزمین های فتح شده...

فرهنگ فارسی

( آوار ) قومی که اصل آنان از آسیای مرکزی است و اروپا را در مدت سه قرن مورد حمله و تخریب قرار دادند . شارلمانی آنانرا مغلوب کرد ( ۸٠۴ -۷۹٠ م . )
( اسم ) یقین آور.
اوارج .
دفتر و حساب دیوانی

دانشنامه عمومی

آوار. سنگ های آواری را آوار می گویند.آوارهای اوراسیایی نام قومی ازمردم ارال و آلتائی بودند که مدت سه قرن بر اروپا تاختن بردند و در ۱۶۸ هَ. ق . شارلمانی آنان را دفع کرد.آوارهای قفقازی نام قومی که ساکن داغستان روسیه هستند.wiki: پرتغال واقع شده است. جمعیت این شهر ۱۸٬۹۰۰ نفر است. در تاریخ ۲۸ ژوئن ۱۹۸۴ به عنوان شهر شناخته شد.پرتغالفهرست شهرهای پرتغالwiki: اوار...

مترادف و متضاد

detrition (اسم)ساییدگی، اوارdebris (اسم)خرده، اوار، باقی مانده، اثار مخروبه، اشغال روی هم ریختهcollapse (اسم)سقوط، فروریختگی، فروکش، اوارshakedown (اسم)تجزیه، اوار...

واژه نامه بختیاریکا

( اَو آر (آوار) ) آب آور؛ ریسمان یا طناب پهن مخصوص حمل و نقل مشک
( آوار ) پیچش؛ از گونه های چینش دستی که با داس و به تندی و پوشش دادن قسمت بیشتری در هر بار داس کشیدن همراه است.
( آوار ) طناب محلی؛ اَو آر؛ آب آور؛ ریسمان یا طناب پهن مخصوص حمل و نقل مشک
( آوار ) قلمرو؛ حوزه نفوذ؛ گستره عملکرد
( آوار ) رُمال

فرهنگستان زبان و ادب

آوار
[زمین شناسی] ← پارآوار

کلمات مرتبط

  • آوار
  • آوار شدن
  • اوار شدن
  • اوار بنیاد
  • اوار به داس دادن
  • اوار خروسی
  • آوار بنیاد
  • اوار افتاب
  • اوار کویسو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات