معانی کلمه : اوار
لغت نامه دهخدا
اوار. [ اَ ] (اِ) دفتر و حساب دیوانی . (آنندراج ) (هفت قلزم ) (برهان ). رجوع به اوارجه شود.
اوار. [ اُ ] (ع اِ) گرما و هوای گرم . (هفت قلزم ). گرمی آتش و آفتاب . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (برهان ). گرما. (مهذب الاسماء). || دود زبانه ٔ آتش . || تشنگی . || باد جنوب . ج ، اُوُر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
آواره#NAME?
۱. گرما؛ گرمی آتش یا آفتاب.
۲. تشنگی.
۳. باد جنوب.
فرهنگ معین
( آوار ) ۱ - (ص . ) آزار، رنج ، ستم . ۲ - خراب ، ویران . ۳ - ( اِ. ) هرج و مرج ، بی نظمی . ۴ - غارت ، چپاول . ۵ - دربه در، آواره .
( اِ. ) ۱ - گرد و غبار و خاک . ۲ - فرو ریختن دیوار و سقف .
( اِ. ) ۱ - گرد و غبار و خاک . ۲ - فرو ریختن دیوار و سقف .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( آوار ) قومی که اصل آنان از آسیای مرکزی است و اروپا را در مدت سه قرن مورد حمله و تخریب قرار دادند . شارلمانی آنانرا مغلوب کرد ( ۸٠۴ -۷۹٠ م . )
( اسم ) یقین آور.
اوارج .
دفتر و حساب دیوانی
( اسم ) یقین آور.
اوارج .
دفتر و حساب دیوانی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
( اَو آر (آوار) ) آب آور؛ ریسمان یا طناب پهن مخصوص حمل و نقل مشک
( آوار ) پیچش؛ از گونه های چینش دستی که با داس و به تندی و پوشش دادن قسمت بیشتری در هر بار داس کشیدن همراه است.
( آوار ) طناب محلی؛ اَو آر؛ آب آور؛ ریسمان یا طناب پهن مخصوص حمل و نقل مشک
( آوار ) قلمرو؛ حوزه نفوذ؛ گستره عملکرد
( آوار ) رُمال
( آوار ) پیچش؛ از گونه های چینش دستی که با داس و به تندی و پوشش دادن قسمت بیشتری در هر بار داس کشیدن همراه است.
( آوار ) طناب محلی؛ اَو آر؛ آب آور؛ ریسمان یا طناب پهن مخصوص حمل و نقل مشک
( آوار ) قلمرو؛ حوزه نفوذ؛ گستره عملکرد
( آوار ) رُمال
فرهنگستان زبان و ادب
آوار
[زمین شناسی] ← پارآوار
[زمین شناسی] ← پارآوار
