کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اهسته بازمزمه ادا کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːhsatˌeː bɑzmˈazmeː ˈaːdˈɑ kˈardan/
تلفظ :
['a:hsat,e: bAzm'azme: 'a:d'A k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اونجوری بامزه است
آهسته
اهسته
اهسته القاء کردن
اهسته اهسته اهنگ را تند تر کنید
اهسته تر کردن
اهسته تکان دادن
اهسته جریان یافتن
اهسته جوشاندن یا پختن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
coo
(فعل)
اهسته بازمزمه ادا کردن، بغبغو کردن
کلمات مرتبط
اونجوری بامزه است
آهسته
اهسته
اهسته القاء کردن
اهسته اهسته اهنگ را تند تر کنید
اهسته تر کردن
اهسته تکان دادن
اهسته جریان یافتن
اهسته جوشاندن یا پختن
نظرات