کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اهدار | کلماتور
معانی کلمه : اهدار
تلفظ بین المللی :
/ˈaːhdɑr/
تلفظ :
['a:hdAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سرد و ابدار
اهار
اهاربشم
اهارونیان ارمناک
عمرو اجداری
گشت اهدایی
گل اهار
لعل ابدار
میلۀ آجدار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اهدار. [ اِ ] ( ع مص ) باطل کردن خون. ( المصادر زوزنی ). رایگان و مباح گردانیدن خون را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). باطل و مباح کردن خون را. ( آنندراج ). خون باطل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || باطل کردن حق. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - هدر ساختن ، پامال کردن . ۲ - مباح کردن خون کسی .
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱ - هدر ساختن هدر دادن پامال کردن . ۲ - مباح کردن خون کسی .
کلمات مرتبط
سرد و ابدار
اهار
اهاربشم
اهارونیان ارمناک
عمرو اجداری
گشت اهدایی
گل اهار
لعل ابدار
میلۀ آجدار
نظرات