کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انگشت-مسبحه | کلماتور
معانی کلمه : انگشت مسبحه
تلفظ بین المللی :
/ˈanɡoʃt masbˈaheː/
تلفظ :
['angoSt masb'ahe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انگشت سبحه
انگشت
انگشت نگاری وراثتی
انگشت گذاری
انگشت گذاری دوتایی
انگشت گذاری متقاطع
انگشت به شیر زن
انگشت دار
انگشت زدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
انگشت مسبحه. [ اَ گ ُ ت ِ م ُ س َب ْ ب ِ ح َ / ح ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) انگشت سبابه. انگشت شهادت : انگشت مسبحه خودرا بر زانوی او رسانیدند... حضرت خواجه انگشت مسبحه خود را بر پیشانی او رسانیدند. ( انیس الطالبین ).
فرهنگ فارسی
انگشت سبابه ٠ انگشت شهادت
کلمات مرتبط
انگشت سبحه
انگشت
انگشت نگاری وراثتی
انگشت گذاری
انگشت گذاری دوتایی
انگشت گذاری متقاطع
انگشت به شیر زن
انگشت دار
انگشت زدن
نظرات