Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انگز

تلفظ بین المللی : /ˈaːnɡaz/ تلفظ :‌ ['a:ngaz]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیگویش مازنی
  • انگز روستای شهیدرحیمی
  • محوطه انگز
  • انگزد
  • انگزه
  • انگزک
  • انگزبان
  • چیماماندا انگزی ادیچی
  • دیر انزال
  • روت آنزیم
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

انگز. [ اَ گ ُ ] (اِ) بیلی که با آن زمین را هموار سازند. (از برهان قاطع) (از هفت قلزم ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا). غلیج . و رجوع به انگژ و انگزک و انگژک و غلیج شود.

انگز. [ اَ گ ُ ](اِخ ) دهی است از بخش ویسیان شهرستان خرم آباد با 200 تن سکنه . آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات ، حبوب ، لبنیات و پشم است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6)....

دانشنامه عمومی

انگز، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان قره سو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۱ نفر (۲۱خانوار) بوده است.
wiki: انگز

گویش مازنی

۱تحریک و خارش بدن ۲وسوسه ۳درد مفاصل

/angez/ تحریک و خارش بدن - وسوسه ۳درد مفاصل

کلمات مرتبط

  • انگز روستای شهیدرحیمی
  • محوطه انگز
  • انگزد
  • انگزه
  • انگزک
  • انگزبان
  • چیماماندا انگزی ادیچی
  • دیر انزال
  • روت آنزیم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات