معانی کلمه : انکت
لغت نامه دهخدا
( آنکت ) آنکت. [ ک ِ ] ( ضمیر + حرف ربط + ضمیر ) مخفف آنکه ترا :
آنکت کلوخ روی لقب کرد خوب کرد
ایرا لقب گران نبود بر دل فغاک.
آنکت کلوخ روی لقب کرد خوب کرد
ایرا لقب گران نبود بر دل فغاک.
فرهنگ عمید
( آنکت ) آن کس که تو را.
آن کس که تو را.
آن کس که تو را.
فرهنگ فارسی
( آنکت ) مخفف آنکه ترا.
دانشنامه عمومی
پرسشنامه
