Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انوشیروان

تلفظ بین المللی : /ˌanuʃirˈavɑn/ تلفظ :‌ [,anuSiR'avAn]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم ها
  • انوشیروان بن خالد
  • انوشیروان بن منوچهر
  • انوشیروان خان عادل
  • انوشیروان دادگر دبیرستان
  • انوشیروان محسنی بندپی
  • انوشیروان ارجمند
  • انوشیروان روحانی
  • انوشیروان سپهبدی
  • انوشیروان محسنی
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

انوشیروان . [ اَ رَ ] (اِخ ) ابن قابوس بن وشمگیربن زیار ششمین و آخرین پادشاه از آل زیار از 420 تا 434 هَ. ق . و ظاهراً لقب او دارا بوده است . (یادداشت بخط مؤلف ).

انوشیروان . [ اَ رَ ] (اِخ ) ابن منوچهر پادشاه گرگان . خال او ابوکالیجار بنام او حکومت میراند و در ربیعالاَّخر...

دانشنامه آزاد فارسی

انوشیروان (۵۳۱ـ۵۷۹م)(یا: خسرو اول) معروف به دادگر یا عادل، شاهنشاه ساسانی و پسر قباد یکم. در ۵۳۱م بر تخت سلطنت نشست و جنبش مزدکیان را سرکوب کرد. در آغاز برای سامان دادن به اوضاع آشفتۀ شاهنشاهی با امپراتوری بیزانس صلح کرد؛ و سپس اصلاحاتی عمده در زمینۀ مالیات و اراضی و سپاه انجام داد. خسرو، مالیات ارضی را اصلاح کرد و مالیات بر محصول را میانگین محصول چندساله قرار داد که مالیات شامل گندم، جو، برنج، رَ...

فرهنگ فارسی

ابن منوچهر پادشاه گرگان ٠ خال او ابوکالیجار به نام او حکومت می راند و در ربیع الاخر سال ۴۲۳ ه٠ ق ٠ بمرد و گفتند که خال او وی را مسموم کرده بکشت تا سلطنت گرگان او دارد ٠
ابن منوچهر بن قابوس از آل زیار پس از پدر به حکومت طبرستان رسید ( ۴۲٠ ه. ق . ) در همین سال دارا بن قابوس حکومت را از او گرفت و انو شیروان در ۴۲۶ بار دیگر به حکومت رسید و تا ۴۳۴ امارت راند .

دانشنامه عمومی

خسرو یکم (زایش ۵۰۱، مرگ ۵۷۹ میلادی) فرزند قباد یکم، معروف به خسرو انوشیروان (کسری نوشیروان، انوشه روان) دادگر، بیست و دومین شاهنشاه ساسانی، از سال ۵۳۱ تا سال ۵۷۹ میلادی بود. واژه «کسری/ کسرا» که عربی شده «خسرو» است و عرب ها آن را به طور کلی برای شاهان ایران به کار می بردند، پس از اشغال ایران به وسیلهٔ مسلمانان، در خود ایران برای نام بردن از شاهانی که نام خسرو داشتند، ازجمله خسرو انوشیروان، به کارر...

نقل قول

خسرو انوشیروان، خسرو اول، شاهنشاه ساسانی بین سال های (۵۳۱ - ۵۷۹ میلادی)
•
wikiquote: انوشیروان

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: anuširvān) (= انوشروان) ، ← انوشروان .

اسم: انوشیروان (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: anuširvān) (فارسی: انوشيروان) (انگلیسی: anushirvan)
معنی: جاوید، جاویدان، دارای روان جاوید، انوشروان، ( = انوشروان )، نام یکی از پادشاهان نامدار ساسانی ملقب به دادگر، پیامبر ( ص ) در زمان این پادشاه متولد شد

کلمات مرتبط

  • انوشیروان بن خالد
  • انوشیروان بن منوچهر
  • انوشیروان خان عادل
  • انوشیروان دادگر دبیرستان
  • انوشیروان محسنی بندپی
  • انوشیروان ارجمند
  • انوشیروان روحانی
  • انوشیروان سپهبدی
  • انوشیروان محسنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات