Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انصاف دادن

تلفظ بین المللی : /ˈensɑf dˈɑdan/ تلفظ :‌ ['ensAf d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • انصراف دادن
  • اتصال دادن
  • بهم اتصال دادن
  • فشرده سازی بی اتلاف داده ها
  • انصاف
  • انصاف بی غرضی
  • انصاف جونپوری
  • انصاف خراسانی
  • انصاف ستدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

انصاف دادن. [ اِ دَ ] ( مص مرکب ) عدالت کردن. داد دادن. احقاق حق کردن. ( ناظم الاطباء ) : لکن اگر انصاف خواهد داد بوسهل حمدونی بجوانی روز از پادشاهی چون سلطان محمود، ساخت و نواخت یافته است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 397 ).ما چون ولیعهد پدریم این مجاملت واجب میداریم و جهانیان دانند که انصاف تمام داده ایم. ( تاریخ بیهقی ).چون برگ خوار گشتی اگر گاو نیستی انصاف ده گلوی جفا و مخور مرا.ناصرخسرو.بدهید انصاف...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عدالت کردن داد دادن احقاق حق کردن .

کلمات مرتبط

  • انصراف دادن
  • اتصال دادن
  • بهم اتصال دادن
  • فشرده سازی بی اتلاف داده ها
  • انصاف
  • انصاف بی غرضی
  • انصاف جونپوری
  • انصاف خراسانی
  • انصاف ستدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات