انسلاک. [ اِ س ِ ] ( ع مص ) درآمدن چیزی در چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). مندرج شدن و داخل شدن و درکشیده شدن. ( ناظم الاطباء ). داخل شدن. درآمدن. ( از اقرب الموارد ). || برشته کشیده شدن. ( فرهنگ فارسی معین ).