Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : انزعاج

تلفظ بین المللی : /ˌenzeʔˈɑdʒ/ تلفظ :‌ [,enze?'AdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • انزواجو
  • ازعاج
  • انبعاج
  • انزعاق
  • انزواجویی
  • انعاج
  • اناجیل
  • روزهای خارج ازاجاره
  • انتاج
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

انزعاج. [ اِ زِ ] ( ع مص ) بی آرام شدن و از جای برکنده شدن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( ازاقرب الموارد ). برانگیخته شدن. ( تاج المصادر بیهقی )( مصادر زوزنی ). برانگیخته شدن. و از جای شدن عضو. برانگیخته و برکنده شدن. ( یادداشت مؤلف ). جنبیدن و ازجایی بجایی رفتن و برخیزانیده شدن. ( یادداشت لغت نامه ): سببی ضروری اتفاق افتاده است که انزعاج ایشان لازم شده است. ( جهانگشای جوینی )...

فرهنگ عمید

۱. از جا برکنده شدن.
۲. بی آرام شدن.

فرهنگ معین

(اِ زِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - از جا کنده شدن . ۲ - بی آرام شدن .

فرهنگ فارسی

ازجابرکنده شدن، بی آرام شدن
( مصدر ) ۱ - از جا برکنده شدن . ۲ - بی آرام شدن . ۲ - ناراحت گشتن . ۳ - تحرک دل در حال وجد . ۴ - اثر مواعظ در قلب موئ من .

کلمات مرتبط

  • انزواجو
  • ازعاج
  • انبعاج
  • انزعاق
  • انزواجویی
  • انعاج
  • اناجیل
  • روزهای خارج ازاجاره
  • انتاج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات