معانی کلمه : انر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(اَ نَ ) (ص . ) زشت ، بد، مهیب .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نانجیب، هرچیزبدوزشت، مهیب وهولناک
( صفت ) زشت بد مهیب .
از امرای دولت ملک شاه بن الب ارسلان و محمد بن ملک شاه شاه و برکیارق سلجوقی بود به برکیارق عصیان کرد و در ۴۲۹ ه. ق . به قتل رسید .
( صفت ) زشت بد مهیب .
از امرای دولت ملک شاه بن الب ارسلان و محمد بن ملک شاه شاه و برکیارق سلجوقی بود به برکیارق عصیان کرد و در ۴۲۹ ه. ق . به قتل رسید .
