اندک. [ اَ دَ ] ( ص ، ق ) مقابل بسیار و مقابل بیش و گاهی مقابل فراوان نیز آمده اگر چه هرکدام مترادف هم است. ( آنندراج ) . چیز کم. ( ناظم الاطباء ). کم. مقابل بیش. بسیار. ( فرهنگ فارسی معین ). یسیر. قلیل. ( ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ). یسیر.( دهار ). شملول. تافه. طفیف. تفه. مزیر. معن. قَلال. قُلال. قطیره. قطره. خبطه. مهین. لظخ. لسام. لزب. قرحناب. مسحة. شنقم. وشغ. نزر. نزیر. منزور. عش. عداف. شف...
فرهنگ عمید
کم؛ هرچیز خرد و کم. 〈 اندکاندک: (قید) کمکم: ◻︎ اندکاندک به هم شود بسیار / دانهدانهست غله در انبار (سعدی: ۱۸۱).
کم، هر چیز خرد و کم. * اندک اندک: (قید ) کم کم: اندک اندک به هم شود بسیار / دانه دانه ست غله در انبار (سعدی: ۱۸۱ ).
فرهنگ معین
(اَ دَ ) (ص . ) ۱ - کم . ۲ - کوتاه .
فرهنگ فارسی
مصغر اند، کم، هرچیزخردوکم، مقابل بیش و بسیار ( صفت ) ۱ - کم مقابل بیش بسیار . ۲ - کوتاه : مدتی اندک .
دانشنامه عمومی
اندک (به لاتین: Andek) یک منطقهٔ مسکونی در کامرون است. فهرست شهرهای کامرون