کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اندون | کلماتور
معانی کلمه : اندون
تلفظ بین المللی :
/ˈaːnduːn/
تلفظ :
['a:ndu:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
کلمات مرتبط
آندون
لینگ اندون
مر سر اندون
اندونزی
اندونگ
اهل کشور اندونزی
خنجر مردم اندونزی و مالایا
قایق پارویی وبادبانی اندونزی
وابسته به اندونزی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اندون .
[ اَ ] (اِ) گچ . || مرهم . || مشمع. (ناظم الاطباء).
اندون .
[ اَ ] (ق ) آنجا. مقابل ایدون ؛ اینجا. (یادداشت مؤلف )
:
زان همی خواهی که دائم می خوری تا چون زنان
سر ز رعنائی گهی ایدون و گه اندون کنی .
ناصرخسرو.
و رجوع به آندون و انذون شود.
( آندون ...
فرهنگ عمید
( آندون )
۱. [مقابلِ ایدون] آنجا.
۲. آن سوی: خواسته چونان دهد که گویی بستد / روی گه ایدون کند ز شرم گه آندون (فرخی: ۲۸۹ ).
۳. [مقابلِ ایدون] آنگاه، آن زمان.
فرهنگ معین
( آندون )
(ق . ) ۱ - آن جا. ۲ - بدان سوی ، بدان جهت . ۳ - آنچنان .
فرهنگ فارسی
آنجا، آنسوی، آنگاه، آن زمان، مقابل ایدون که به معنی اکنون واین زمان واینجااست
گچ . یا مرهم . یا مشمع
گویش مازنی
آبندون
/endoon/ آبندون
کلمات مرتبط
آندون
لینگ اندون
مر سر اندون
اندونزی
اندونگ
اهل کشور اندونزی
خنجر مردم اندونزی و مالایا
قایق پارویی وبادبانی اندونزی
وابسته به اندونزی
نظرات