کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اندامگان | کلماتور
معانی کلمه : اندامگان
تلفظ بین المللی :
/ˈaːndˈɑmeɡˌɑn/
تلفظ :
['a:nd'Ameg,An]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
اندامگان اسیدمقاوم
اندامگان رایانه ای
اندامگان روبنده
اندامگان نشانگر الودگی
اندامگان بی هوازی
اندامگان هوازی
اندامگان نشانگر آلودگی
سردرد اندامگانی
اندامگانی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
1. مجموعۀ اندامهای تشکیلدهندۀ موجود زنده 2. موجود زنده اعم از گیاه و جانور و میکرب
مترادف و متضاد
organism
(اسم)
مزاج، اندامگان، ترکیب موجود زنده
فرهنگستان زبان و ادب
{organism} [زیست شناسی] 1. مجموعۀ اندام های تشکیل دهندۀ موجود زنده 2. موجود زنده اعم از گیاه و جانور و میکرب
کلمات مرتبط
اندامگان اسیدمقاوم
اندامگان رایانه ای
اندامگان روبنده
اندامگان نشانگر الودگی
اندامگان بی هوازی
اندامگان هوازی
اندامگان نشانگر آلودگی
سردرد اندامگانی
اندامگانی
نظرات