معانی کلمه : انجیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. میوهای درشت، شیرین، و گوشتدار به رنگهای زرد و قرمز که درون آن پر از دانههای ریز است.
۲. درخت این میوه از تیرۀ انجیریان، با برگهای شکافدار، و پوست خاکستری که در اقسام متعدد وجود دارد.
فرهنگ معین
( اَ ) (اِ. ) = انجیل : تین ، درختی از تیرة گزنه ها و جزو دستة توت ها دارای میوه ای شیرین و گوشت دار با ویتامین های A ، B ، C و بر خلاف توت یک پایه است و گل های نر و ماده اش بر روی یک درخت است . و انواع مختلفی دارد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
انجیل، انگیر: میوهای شیرین وگوشتدار، درون آن پرازدانه های بسیارریز، پس ازرسیدن شیرین وزردرنگ می شود، به خوبی هضم می شود
( اسم ) ۱ - سوراخ . ۲ - سوراخ دبر.
( اسم ) ۱ - سوراخ . ۲ - سوراخ دبر.
دانشنامه عمومی
نقل قول
گویش اصفهانی
تکیه ای: enǰil
طاری: enǰil
طامه ای: anǰil
طرقی: enǰil
کشه ای: enǰil
نطنزی: enǰil
مترادف و متضاد
سوراخ
انجیربن
۱. تین
۲. انجیربن
۳. سوراخ
fig (اسم)
ارایش، انجیر، چیز بی بها، صف ارایی
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
کَرَنجیر؛ لیفِه؛ کَرِّه
