معانی کلمه : انجا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( آنجا ) اشاره به جای دور، جایی، جایی که: عقاب آنجا که در پرواز باشد / کجا از صعوه صیدانداز باشد (وحشی: ۴۲۶ )
فرهنگ معین
( آنجا ) ( اِ. ) آن مکان ، مکان مورد اشاره یا مورد نظر.
فرهنگ فارسی
( آنجا ) ۱ - اشاره بجایی دور مقابل اینجا. یا آنجا که ... محلی که ... جایی که ... در مقامی که.... آنجا که عقاب پر بریزد از پش. لاغری چه خیزد ?
( مصدر ) ۱ - رهانیدن رهایی دادن . ۲ - آشکار کردن .
( مصدر ) ۱ - رهانیدن رهایی دادن . ۲ - آشکار کردن .
دانشنامه عمومی
واژه نامه بختیاریکا
( آنجا ) وا چُنُو؛ هم چُنُو؛ اوچو؛ چُن تر
