(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - گماشتن ، نصب کردن . ۲ - برپا ساختن . ۳ - چیزی را جایی قرار دادن .
فرهنگ فارسی
برپاساختن، برقرارشدن، به کاری قیام کردن، منصوب شدن ۱ - ( مصدر ) گماشتن گماردن نصب کردن . ۲ - ( مصدر ) بر پا ساختن . ۳ - برقرار شدن بکاری قیام کردن منصوب شدن. جمع : انتصابات . یا انتصاب کسی بشغلی و منصبی . اعطای آن شغل بوی تفویض آن شغل بوی تفویض آن منصب باو . خاموش بودن
دانشنامه عمومی
در امور اجتماعی، انتصاب که در مقابل انتخاب مطرح می شود به معنی گماردن کسی در مقامی با تصمیم شخصی است. همچنین معمولاً شخص صاحب حق انتصاب قابلیت عزل برگماشته را نیز می دارد.
appointment (اسم)کار، انتصاب، قرار ملاقات، وعده ملاقات، گماشت، منصب، وقت تعیین شدهordination (اسم)انتصاب، دسته بندی، برگماری...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] راست کردن چیزی مانند گردن و کمر را انتصاب می گویند و از آن در باب صلات سخن رفته است.انتصاب کمر در حال قیام واجب در نماز و نیز هنگام نشستن برای معذور از قیام و پس از سجده اول، واجب است.انتصاب گردنانتصاب گردن هنگام قیام بنابر قول مشهور مستحب است. wikifeqh: انتصاب...