انبان باد. [ اَم ْ ن ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) پوستی که آنرا پرباد کرده آهنگران آتش افروزند. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). || انبانی که پر از باد باشد و خالی بود. ( ناظم الاطباء ). انبان تهی که بباد پر شده. ( مؤید الفضلاء ) : چه وزن آورد جای انبان بادکه میزان عدلست و دیوان دادمرائی که چندین ورع مینمودچو دیدندهیچش در انبان نبود.سعدی ( بوستان ).|| مردم فربه و بیکاره و هیچکاره راگویند. ( آنندر...
فرهنگ فارسی
پوستی که آن را پر باد کرده آهنگران آتش افروزند . یا مردم فربه و بیکاره و هیچکاره را گویند .