کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انباردگی | کلماتور
معنی کلمه : انباردگی
تلفظ بین المللی :
/ˈaːnbˈɑradˌeɡi/
تلفظ :
['a:nb'ARad,egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
انباردنی
انبارهای عمومی
انباری ابوالبرکات
انباری محمد بن قاسم
علی انباری
عمر انباری
قاضی انباری
کپک انباری
انباردارو
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
انباردگی.[ اَم ْ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت انبارده. ( فرهنگ فارسی معین ). انباشتگی. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). پری و بسیاری ِ نعمت. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). انباشتگی و پری و بسیاری و فراوانی. ( ناظم الاطباء ). || فرط مال و کثرت منال. ( از شعوری ج 1 ورق 132 ب ). پری نعمت و بتازیش فراخ حوصله ( ؟! ) خوانند. ( مؤید الفضلاء ). فراهیت. ( دهار ). || پر کردن. ( آنندراج ، ذیل انبار ). پر کردن و انباشتن....
کلمات مرتبط
انباردنی
انبارهای عمومی
انباری ابوالبرکات
انباری محمد بن قاسم
علی انباری
عمر انباری
قاضی انباری
کپک انباری
انباردارو
نظرات