معانی کلمه : انالیز
فرهنگ معین
( آنالیز ) [ فر. ] ( اِ. ) ۱ - عمل تجزیه فیزیکی یا منطقی جسم ، تجزیه . ۲ - شاخه ای از علم ریاضی که به مطالعة رفتار توابع از نظر حد و پیوستگی و مشتق پذیری و غیره می پردازد. ۳ - فهرست بندی داده های یک مسئله و داده های دیگر مربوط به آن و سپس جست و جوی هدف با مشخص کردن
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
analysis (اسم)
تحلیل، تجزیه، آزمایش، انالیز، کاوش، جداگری، فرگشایی، استقراء، شی تجزیه شده، مشتق و تابع اولیه
فرهنگستان زبان و ادب
آنالیز
{analysis} [ریاضی] شاخه ای از علم ریاضی که به مطالعۀ رفتار توابع ازنظر حد و پیوستگی و مشتق پذیری و غیره می پردازد
{analysis} [ریاضی] شاخه ای از علم ریاضی که به مطالعۀ رفتار توابع ازنظر حد و پیوستگی و مشتق پذیری و غیره می پردازد
