معانی کلمه : انارشیسم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( آنارشیسم ) اندیشه ای که سعادت نوع بشر را در معدوم شدن حکومت ها و قوانین آن ها می داند و از ادارۀ کشور به وسیلۀ گروه های داوطلب خودگردان جانبداری می کند، اقتدارگریزی.
فرهنگ معین
( آنارشیسم ) [ فر. ] ( اِ. ) هرج و مرج طلبی ، نوعی فلسفه سیاسی که مبنای آن بر یک جامعة بدون حکومت قرار گرفته است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) طرفداری از هرج و مرج جانبداری از اغتشاش . ۲ - مسلکی که سعادت بشر را در نابودی حکومتها و قوانین آنها و هرج و مرج و اغتشاش را وسیل. پیشرفت بسوی مقصود میداند .
