انارت . [ اِ رَ ] (از ع ، مص ) روشن کردن : ذکر مقامات او در نصرت دین و انارت معالم یقین از عرض دریا بگذشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 262). || روشن شدن . و رجوع به انارة و اناره شود.
انارت. [ اِ رَ ] ( از ع ، مص ) روشن کردن : ذکر مقامات او در نصرت دین و انارت معالم یقین از عرض دریا بگذشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 262 ). ...
فرهنگ فارسی
روشن کردن : ذکر مقامات او در نصرت دین و انارت معالم یقین از عرض دریا بگذشت . یا روشن شدن .