Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ام سالم

تلفظ بین المللی : /am sˈɑlem/ تلفظ :‌ [am s'Alem]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اچ ام اس سالمون
  • از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به ­حال، او را ندیده­ام ( دو سال است که او را ندیده ام).
  • اچ ام ای اس سالامائوا
  • جایزه ام تی وی برای نماهنگ سال
  • مدرسه راهنمایی بدترین سال های زندگی ام
  • ریموند امسالم
  • امسال
  • امساله
  • امسالی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ام سالم .[ اُم ْ م ِ ل ِ ] (ع اِ مرکب ) خنفساء. (المرصع). رجوع به خنفساء شود. || خرد. (مهذب الاسماء).

ام سالم . [ اُم ْ م ِ ل ِ ] (اِخ ) (راسیه ) زنی پرهیزکار بوده است . رجوع به صفوة الصفوة ج 4 ص 351 شود.

ام سالم . [ اُم ْ م ِ ل ِ ]...

فرهنگ فارسی

نام چند تن از زنان صحابی بود

کلمات مرتبط

  • اچ ام اس سالمون
  • از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به ­حال، او را ندیده­ام ( دو سال است که او را ندیده ام).
  • اچ ام ای اس سالامائوا
  • جایزه ام تی وی برای نماهنگ سال
  • مدرسه راهنمایی بدترین سال های زندگی ام
  • ریموند امسالم
  • امسال
  • امساله
  • امسالی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات