معانی کلمه : امیله
لغت نامه دهخدا
امیله. [ اَ ل َ ] ( اِ ) آمله. آملج. املج. ( از فرهنگ فارسی معین ، ذیل امیله و آمله ). میوه ایست در هندوستان که در شکر پرورده کنند و خورند. ( از برهان قاطع ). ثمری است دوایی ، خاصیت سرد دارد. ( آنندراج ) ( از مؤید الفضلاء ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) آمله
