Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : املح

تلفظ بین المللی : /ˈaːmlah/ تلفظ :‌ ['a:mlah]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • املح الناس
  • املح بخارایی
  • عرفه الاملح
  • املحاح
  • املحان
  • املحه
  • امیرعلی املی
  • امتحان
  • امتحانی
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

املح. [ اَ ل َ ] ( ع ص ) سپید سیاهی آمیخته. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). سپیدی اندک که بااو سیاهی آمیخته باشد. ( از مؤید الفضلاء ). || کبود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کبودرنگ. ( آنندراج ). گوسفندی که پشمش سفید و سیاه با هم آمیخته باشد. ( آنندراج ). گویند: کبش املح و کبش املح العین. ( ناظم الاطباء ). و گویند: کبش املح و نعجة ملحاء. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ...

فرهنگ معین

(اَ لَ ) [ ع . ] (ص تف . ) نمکین تر، بانمک تر.

فرهنگ فارسی

ملیح تر، بانمک تر، نمکین
( صفت ) ۱ - نمکین تر بانمک تر.

کلمات مرتبط

  • املح الناس
  • املح بخارایی
  • عرفه الاملح
  • املحاح
  • املحان
  • املحه
  • امیرعلی املی
  • امتحان
  • امتحانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات