Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : امجد

تلفظ بین المللی : /ˈaːmdʒad/ تلفظ :‌ ['a:mdZad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها
  • امجد حمید
  • امجد حیدرآبادی
  • امجد حیدرابادی
  • امجد بشیر
  • امجد خان
  • امجد راضی
  • امجد زهاوی
  • امجد شکوه مقام
  • امجد صبری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

امجد. [ اَ ج َ ] ( ع ص ) بزرگوار و جوانمرد و باشرف. ( ناظم الاطباء ). بزرگوار. ( فرهنگ فارسی معین ). بزرگ. ( مؤید الفضلاء ). || ( ن تف ) بزرگتر. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). ج ، اماجد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. بزرگوارتر.
۲. جوانمردتر.

فرهنگ معین

(اَ جَ ) [ ع . ] (ص تف . ) بزرگوارتر.

فرهنگ فارسی

بزرگوارتر، جوانمردتر، اماجد جمع
( صفت ) بزرگوارتر .

دانشنامه عمومی

بزرگ تر، بزرگوارتر.

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: amjad) (عربی) (در اعلام) بزرگتر ، بزرگوارتر ، بزرگوار .

اسم: امجد (پسر) (عربی) (تلفظ: amjad) (فارسی: اَمجد) (انگلیسی: amjad)
معنی: بزرگوارتر، با شرف تر، ( اَعلام ) بزرگتر، بزرگوار

کلمات مرتبط

  • امجد حمید
  • امجد حیدرآبادی
  • امجد حیدرابادی
  • امجد بشیر
  • امجد خان
  • امجد راضی
  • امجد زهاوی
  • امجد شکوه مقام
  • امجد صبری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات