معانی کلمه : اماله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (زبان شناسی ) در اصطلاح میل دادن فتحه به کسره به طوری که «الف» صورت «ی» پیدا کند، مثل کتیب (امالۀ کتاب )، رکیب (امالۀ رکاب )، و سلیح (امالۀ سلاح ).
۲. (پزشکی ) داخل کردن داروی مایع به وسیلۀ آلت مخصوص در رودۀ بزرگ از راه مقعد.
۳. [قدیمی] میل دادن، برگردانیدن، مایل گردانیدن، خم دادن.
۲. (پزشکی ) داخل کردن داروی مایع به وسیلۀ آلت مخصوص در رودۀ بزرگ از راه مقعد.
۳. [قدیمی] میل دادن، برگردانیدن، مایل گردانیدن، خم دادن.
فرهنگ معین
(اِ لِ ) [ ع . امالة ] (مص م . ) ۱ - مایل کردن ، خم دادن . ۲ - تنقیه کردن . ۳ - تبدیل حرف «آ» (الف ) به «ی ». مانند: رکاب = رکیب .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - میل دادن بر گردانیدن خم دادن ۲ - تنقیه کردن داخل کردن مایعات در امعا و احشا از پایین جهت پاک کردن معده و رفع یبوست. ۳ - میل دادن صوت ( آ ) (الف ) به (-ی ) : کتاب کتیب حجاز حجیز سلاح سلیح حساب حسیب .
مال دادن یا بر گردانیدن
مال دادن یا بر گردانیدن
دانشنامه عمومی
تزریق مایعات به داخل بافتهای بدن یا حفرات آن، مثل تنقیه
مترادف و متضاد
تزریق، تنقیه، حقنه، روبش
