Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اماله

تلفظ بین المللی : /emˈɑleː/ تلفظ :‌ [em'Ale:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • اَمالَه
  • اماله کردن
  • اماله کاردن
  • اَمالَه کِردن
  • اماله ٔ فرنگی
  • اماله شونده
  • اماله صغرا
  • اماله کبرا
  • اماله کننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

امالة. [ اِ ل َ ] (ع مص ) مال دادن . (از اقرب الموارد). به این معنی واوی است و از «مول » می آید. || برگردانیدن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). خم دادن . (ناظم الاطباء). || چرانیدن شتر از گیاه شیرین . || سست گردانیدن افسار اسب برای اینکه راه برود یا راهش را ادامه بدهد. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || در قرائت میل دادن فتحه بسوی کسره و الف بسوی یاء است . رجوع به اماله شود....

فرهنگ عمید

۱. (زبان شناسی ) در اصطلاح میل دادن فتحه به کسره به طوری که «الف» صورت «ی» پیدا کند، مثل کتیب (امالۀ کتاب )، رکیب (امالۀ رکاب )، و سلیح (امالۀ سلاح ).
۲. (پزشکی ) داخل کردن داروی مایع به وسیلۀ آلت مخصوص در رودۀ بزرگ از راه مقعد.
۳. [قدیمی] میل دادن، برگردانیدن، مایل گردانیدن، خم دادن.

فرهنگ معین

(اِ لِ ) [ ع . امالة ] (مص م . ) ۱ - مایل کردن ، خم دادن . ۲ - تنقیه کردن . ۳ - تبدیل حرف «آ» (الف ) به «ی ». مانند: رکاب = رکیب .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - میل دادن بر گردانیدن خم دادن ۲ - تنقیه کردن داخل کردن مایعات در امعا و احشا از پایین جهت پاک کردن معده و رفع یبوست. ۳ - میل دادن صوت ( آ ) (الف ) به (-ی ) : کتاب کتیب حجاز حجیز سلاح سلیح حساب حسیب .
مال دادن یا بر گردانیدن

دانشنامه عمومی

تزریق مایعات به داخل بافتهای بدن یا حفرات آن، مثل تنقیه

مترادف و متضاد

تزریق، تنقیه، حقنه، روبش

clyster (اسم)تنقیه، امالهenema (اسم)تنقیه، امالهinjection (اسم)تنقیه، اماله، تزریق، داروی تزریق کردنی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اماله (ابهام زدایی). اماله در دو معنای کلی به کار رفته است:اماله (فقه) به معنای وارد کردن دارو به روده بزرگ از راه مقعد ؛اماله (تجوید) به معنای میل دادن صدای فتحه به کسره یا «الف» به «یا» ؛...wikifeqh: اختلاف در بحث فتح و اماله این است که اماله فرع برای فتح است یا هر کدام، اصل مستقلی است؟ وجه قول اول این است که اماله جایز نیست مگر سببی برای آن پیدا شود، و در صورت فقدان سبب، «فتح» لازم...

کلمات مرتبط

  • اَمالَه
  • اماله کردن
  • اماله کاردن
  • اَمالَه کِردن
  • اماله ٔ فرنگی
  • اماله شونده
  • اماله صغرا
  • اماله کبرا
  • اماله کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات