امارگیر. [ اَ] (نف مرکب ) حساب گیرنده . (آنندراج ). آمارگیر. (شرفنامه ٔ منیری ). رجوع به آمارگیر و امار و اماره شود.
( آمارگیر ) آمارگیر. ( نف مرکب ) آماره گیر. آمارگیره. محاسب.امارگیر. [ اَ] ( نف مرکب ) حساب گیرنده. ( آنندراج ). آمارگیر. ( شرفنامه منیری ). رجوع به آمارگیر و امار و اماره شود.
فرهنگ فارسی
حساب گیرنده . آمار گیر ( آمار گیر ) محاسب
دانشنامه عمومی
آمارگیر. مرگرفرد متخصص در برآورد اثرات مالی مخاطره و عدم قطعیت بر تجارت، فعالیتهای اقتصادی و مالی، بیمه، و بانک.بخشی از آن مدیریت مخاطره را در شرکت ها در برمی گیرد که شامل بررسی ترازنامه و میزان دارایی ها و بدهی های شرنتها میشود. مرگر ها با محاسبات ریاضی احتمال وقوع انواع مختلف یک رخداد و نتایج مالی آنها سعی بر حدافل کردن زیان و هزینه دارند.از آنجا که برخی از رخداد ها نظیر مرگ اجتناب ناپذیرند، ب...