کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه امارگر | کلماتور
معانی کلمه : امارگر
تلفظ بین المللی :
/ˈaːmˈɑrɡar/
تلفظ :
['a:m'ARgaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
آمارگر
فن امارگری
فرایند آمارگیری
آماربرداری
آمارگیری
امارگیر
امارگیری نفوس بشر
وابسته به امارگیری نفوس
آزارگر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
( آمارگر )
آمارگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) مأمور انجام کارهای آمار. مأمور احصائیّه. ( فرهنگستان ).
فرهنگ عمید
( آمارگر )
کسی که مٲمور گردآوری، بررسی و تحلیل داده ها است.
فرهنگ معین
( آمارگر )
(گَ ) [ په . ] (ص . ) آن که مأمور انجام دادن امور آمار است ، مأمور احصائیه .
فرهنگ فارسی
( آمارگر )
( صفت ) آنکه مائ مور انجام دادن امور مربوط به آمار است مائ مور احصائیه
کسی که مامورانجام دادن کارهای مربوط به آماراست، مامور احصائیه
مترادف و متضاد
statist
(اسم)
امارگر
statistician
(اسم)
امارگر، امار شناس، متخصص فن احصائیه
کلمات مرتبط
آمارگر
فن امارگری
فرایند آمارگیری
آماربرداری
آمارگیری
امارگیر
امارگیری نفوس بشر
وابسته به امارگیری نفوس
آزارگر
نظرات