Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : امارت دادن

تلفظ بین المللی : /emˈɑrat dˈɑdan/ تلفظ :‌ [em'ARat d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • امار دادن
  • تحویل دادن ودائع و وصایای امامت
  • امارت
  • اَمارَت
  • امارت داشتن
  • امارت مآب
  • امارت مآبی
  • امارت ماب
  • امارت مابی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

امارت دادن. [ اِ رَ دَ ] ( مص مرکب ) به امیری گماشتن. امیر کردن. فرمانروایی دادن. حکومت دادن. تعمیل. امیر کردن کسی را و مستولی گردانیدن بر قومی :
بداده ایم امارت ترا و درخور تست
سپرده ایم بتو هند و مر تو راست سزا.
؟

فرهنگ فارسی

به امیری گماشتن . امیر کردن

کلمات مرتبط

  • امار دادن
  • تحویل دادن ودائع و وصایای امامت
  • امارت
  • اَمارَت
  • امارت داشتن
  • امارت مآب
  • امارت مآبی
  • امارت ماب
  • امارت مابی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات