Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : الود

تلفظ بین المللی : /ˈaːlvad/ تلفظ :‌ ['a:lvad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • آلود
  • ریزکرک آلود
  • شبهت الود
  • شهد الود
  • شرم الود
  • شهوت الود
  • شک الود
  • شکر الود
  • طغیان همراه بَری کف آلود
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

الود. [ اَل ْ وَ ] (ع ص ) آنکه بسوی عدل میل نکند و منقاد نگردد. سرکش و نافرمانبر. ج ، الواد. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). و رجوع به الواد شود. || گردن سطبر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). العنق الغلیظ.

( آلود ) آلود. ( ن مف مرخم / نف مرکب ) در کلمات مرکبه از قبیل آردآلود، اشک آلود، بت آلود، تراب آلود، تهمت آلود، خاک آلود، خشم آلود،...

فرهنگ عمید

( آلود ) ۱. = آلودن
۲. آلوده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): اشک آلود، خواب آلود، خون آلود، زهرآلود.

فرهنگ فارسی

( آلود ) ( مصدر اسم ) در کلمات مرکب بمعنی آلوده آید : آرد آلود خشم آلود خون آلود زهر آلود.
سرکش، نافرمان، ودسر، آنکه بسوی عدل میل نکندومنقادنشود، الواد جمع
آنکه بسوی عدل میل نکند و منقاد نگردد .

واژه نامه بختیاریکا

( آلود ) پسوند نسبت؛ آلی

کلمات مرتبط

  • آلود
  • ریزکرک آلود
  • شبهت الود
  • شهد الود
  • شرم الود
  • شهوت الود
  • شک الود
  • شکر الود
  • طغیان همراه بَری کف آلود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات