کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه القصه | کلماتور
معانی کلمه : القصه
تلفظ بین المللی :
/ˈaːlq1asˌeː/
تلفظ :
['a:lq1as,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مع القصه
الاربعون فی المهدی و قصه الجزیره الخضراء
سریه محمد بن مسلمه به ذی القصه
قصه اصحاب القریه
قصه حضرت الیاس
قصه قوم الیاس
قصه مؤمن ال فرعون
قصه مدینه تاریخ زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها و وقایع پس از رحلت حضرت رسول صل الله علیه و اله
زبد القصب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
القصه. [ اَ ق ِص ْ ص َ ] ( ع ق ) القصة. رمزاست از الی آخرالقصه ؛ یعنی تا آخر داستان. الحکایة. || حاصل کلام. ( آنندراج ). باری. خلاصه. مخلص. مخلص کلام. المراد. الغرض. بالاخره. معالقصه. بهر جهت. الحاصل. حاصل. قصه کوته. قصه کوتاه : القصه که از بیم عذاب هجران در آتش رشکم دگر از دوزخیان.رودکی.القصه چو قصه اینچنین است پندار که سرکه انگبین است.نظامی.القصه چه گویم آنچنان چست کز دیده برآمد از نفس رست.نظامی...
فرهنگ عمید
در مقام اختصار کلام به کار می رود، الغرض، الحاصل، باری، خلاصه: القصه چو قصه این چنین است / پندار که سرکه انگبین است (نظامی۳: ۵۰۰ ).
فرهنگ معین
(اَ قِ صِّ ) [ ع . القصة ] (ق . ) خلاصه .
فرهنگ فارسی
کلمهای است که درمقام اختصارکلام بکارمیرودمانندالغرض و الحاص
الغرض خلاصه : القصه مجلس صفت بهشت داشت .
رمز است از الی آخر القصه . یا حاصل کلام .
مترادف و متضاد
خلاصه
کلمات مرتبط
مع القصه
الاربعون فی المهدی و قصه الجزیره الخضراء
سریه محمد بن مسلمه به ذی القصه
قصه اصحاب القریه
قصه حضرت الیاس
قصه قوم الیاس
قصه مؤمن ال فرعون
قصه مدینه تاریخ زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها و وقایع پس از رحلت حضرت رسول صل الله علیه و اله
زبد القصب
نظرات