[ویکی الکتاب] ریشه کلمه: شجر (۲۷ بار)(به فتح، ج) درخت، اهل لغت گفتهاند هر چه از روئیدنیها تنه دارد شجر است و آنچه تنه ندارد نجم و عشب و حشیش است . یعنی علف و درخت سجده میکنند. شجر را مطلق و واحد آن را شجره گفتهاند مثل ثمر و واحد شجره گفتهاند مثل ثمر و ثمره، تمر و تمره نحو . ولی در بعضی آیات شجره مطلق نیز آمده است نحو . . اما احتمال دارد در این آیات کل فرد فرد مراد باشد. * . مراد از شجر مشاجره ...