معانی کلمه : الر
لغت نامه دهخدا
الر. [ اُل َ ] (اِخ ) دهی است در سبزوار. رجوع به اولر شود.
فرهنگ عمید
( آلر ) سرین، کفل، ران، آلست، آرست.
فرهنگ معین
( آلر ) (لَ ) ( اِ. ) سرین ، کفل .
فرهنگ فارسی
( آلر ) ( اسم ) سرین کفل آلست آرست الست .
سرین، کفل، ران، آلست و آرست هم گفته شده
دهی است در سبزوار
سرین، کفل، ران، آلست و آرست هم گفته شده
دهی است در سبزوار
دانشنامه عمومی
آلر. آلر رودی است که به وزر می ریزد. این رود از کشور آلمان می گذرد و طول آن ۲۱۱ کیلومتر (۱۳۱ مایل) است.
wiki: آلر
