Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : الر

تلفظ بین المللی : /ˈaːlr/ تلفظ :‌ ['a:lR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • آلر
  • الر بخش نالگوندا
  • ر الیسم
  • سور ر الیسم
  • بسم اﷲالرحمن الر
  • ادیگر الر
  • الکس م و ر ف
  • ر دانیل الیواو
  • فابیانو الر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

الر. [ اُل َ ] (اِخ ) دهی است در سبزوار. رجوع به اولر شود.

الر. [ اَل ْ ل َ] (اِ) سرین . (صحاح الفرس ). در همین فرهنگ بفتح الف و تشدید لام و فتح آن ضبط شده است ولی شعوری در فرهنگ خود از بحرالغرائب حلیمی بفتح الف و ضم لام مخفف یعنی اَلُر آورده است و مشهور آلَر است . رجوع به آلر در این لغت نامه و فرهنگ شعوری ج 1 ورق 106 الف شود....

فرهنگ عمید

( آلر ) سرین، کفل، ران، آلست، آرست.

فرهنگ معین

( آلر ) (لَ ) ( اِ. ) سرین ، کفل .

فرهنگ فارسی

( آلر ) ( اسم ) سرین کفل آلست آرست الست .
سرین، کفل، ران، آلست و آرست هم گفته شده
دهی است در سبزوار

دانشنامه عمومی

آلر. آلر رودی است که به وزر می ریزد. این رود از کشور آلمان می گذرد و طول آن ۲۱۱ کیلومتر (۱۳۱ مایل) است.
wiki: آلر

کلمات مرتبط

  • آلر
  • الر بخش نالگوندا
  • ر الیسم
  • سور ر الیسم
  • بسم اﷲالرحمن الر
  • ادیگر الر
  • الکس م و ر ف
  • ر دانیل الیواو
  • فابیانو الر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات