معانی کلمه : الب
لغت نامه دهخدا
الب . [ اَ ل ُ ب ب ](ع اِ) ج ِ لُب ّ. (منتهی الارب ). رجوع به لُب ّ شود.
الب . [ اَ ل َ ] (ترکی ، ص ) دلیر. (شرفنامه ٔ منیری ). و رجوع به اَلب شود.
فرهنگ عمید
درختی خاردار شبیه درخت ترنج.
فرهنگ معین
( اَ ) (ص . ) ۱ - شجاع . ۲ - زورمند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( آلب ) گرد کننده بترکی پهلوان دلیر
جزیره ای کوچکی است در مغرب کشور ایتالیا در بحر الروم ( مدیترانه ) متعلق به آن کشور مرکز استخراج آهن . توضیح پس از شکست ناپلئون متحدان حکومت این جزیره را باو دادند .
(اسم ) درختی است خاردار شبیه درخت ترنج.
جمع لب .
جزیره ای کوچکی است در مغرب کشور ایتالیا در بحر الروم ( مدیترانه ) متعلق به آن کشور مرکز استخراج آهن . توضیح پس از شکست ناپلئون متحدان حکومت این جزیره را باو دادند .
(اسم ) درختی است خاردار شبیه درخت ترنج.
جمع لب .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱نور شدید و آنی ۲درخشش ۳آذرخش
/alb/ نور شدید و آنی - درخشش ۳آذرخش
فرهنگ اسم ها
اسم: آلب (پسر) (ترکی) (تلفظ: alb) (فارسی: آلب) (انگلیسی: alb)
معنی: دلیر، پهلوان
معنی: دلیر، پهلوان
