Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : الان

تلفظ بین المللی : /ˈaːlˈɑn/ تلفظ :‌ ['a:l'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • الآن
  • آلان
  • الاَّن
  • الان خوبه
  • الان قوا
  • الان گوا
  • آلان براغوش
  • آلان کوه
  • الان براغوش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

الان . [ اَل ْ لا ] (اِخ ) لان :
تف تیغ هندیش هندوستانی
علی الروس در روس و الان نماید.

خاقانی .


الان . [ اَ ] (اِخ ) مشرق و جنوب وی سریر است و مغرب وی روم است و شمال وی دریای کرز و بخاک خزرانست و این ناحیتی است اندر شکستگیها و کوهها و جائی بانعمت و ملکشان ترساست و ایشان را هزار ده است بزرگ و اندر می...

فرهنگ عمید

( الآن ) ۱. زمانی که در آن هستیم.
۲. (قید ) اکنون، همین دم، دراین وقت، این هنگام.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] (ق . ) این دم ، اکنون .

فرهنگ فارسی

( آلان ) کوهی است در عرفات .
نام مملکت و قومی بنزدیکی ارمینیه
اکنون، همین دم، دراین وقت، این هنگام
این دم همین دم هم اکنون
اکنون کنون .

دانشنامه عمومی

آلان (ابهام زدایی). آلان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:آلان (رضوانشهر)آلان (سراب)wiki: شهرستان اسلت در استان لمبورگ در منطقه فلاندری در کشور بلژیک واقع شده است.بلژیکفهرست شهرهای بلژیکwiki: الان (بلژیک)...

گویش مازنی

حالا – اکنون

/alaan/ حالا – اکنون

فرهنگ اسم ها

اسم: آلان (پسر) (کردی، فارسی) (تلفظ: ālān) (فارسی: آلان) (انگلیسی: alan) معنی: آران، سرزمین آریایی ها، ( = الان، اران ) [اران/arrān/ = آران، آلان و الان: آر ( = آریا )، ان ( پسوند مکان ) ]، روی هم به معنی سرزمین آریایی ها، ( اَعلام ) نام سرزمینی در شمال غربی ایران که روس ها به آن نام آذربایجان را داده اند، اعراب نام پارسی این شهر ( آران ) را تغییر داده و اران ( بر وزن شداد ) نامیدند...

مترادف و متضاد

اکنون، الحال، اینک، حال، حالا، حالیا

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] آلآن. معنی ءَالئَانَ: آیا در این لحظه-آیا الآنمعنی مَلَئِهِ: جمعیت عظیم و متفقش - اشراف و بزرگان قومش -درباریانش (کلمه ملا به معنای جماعتی از مردم است که بر یک نظریه اتفاق کردهاند و اگر چنین جمعیتی را ملا نامیدند برای این است که عظمت و ابهتشان چشم بیننده را پر میکند از طرفی کلمه ملأ به معنای اشراف و بزرگان قو...معنی مَلَئِهِمْ: جمعیت عظیم و متفقشان - اشراف و بزرگان قومشان -درباریان...

فرهنگ فارسی ساره

اکنون، اینگاه، ایدر، همینگاه، هم اکنون

واژه نامه بختیاریکا

( آلان * ) بهانه
جَخت؛ سَ

کلمات مرتبط

  • الآن
  • آلان
  • الاَّن
  • الان خوبه
  • الان قوا
  • الان گوا
  • آلان براغوش
  • آلان کوه
  • الان براغوش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات