معانی کلمه : الا
لغت نامه دهخدا
الا. [ اَ ] (ع اِ) الاء. درختیست تلخ . (منتهی الارب ). رجوع به الاء شود.
الا. [ اَل ْ لا ] (ع ق ) حرف تحضیض و مختص به جمله ٔ فعلیه ٔ خبریه است . (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
برای خطاب و تنبیه به کار میرود؛ ای؛ هی؛ هان؛ بدان و آگاه باش: ◻︎ الا ای هنرمند پاکیزهخوی / هنرمند نشنیدهام عیبجوی (سعدی۱: ۳۷).
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (شب جم .)حرف تنبیه است ، بدان و آگاه باش ! هان !.
(اِ لّ) [ ع . ] (ق .) 1 - دلالت بر استثنا کند: مگر، بجز. 2 - جز، بدون . 3 - فقط ، منحصراً. ؛~ و بلّ ا بدون برو و برگرد، بی چون و چرا.
فرهنگ فارسی
( آلا ) یکی از آبادیهای بخش سقز در کردستان
( اسم ) جمع الی الی والی نعمتها نیکیها نیکوییها .
مانند سرخ نیم رنگ
حرف خطاب وتنبیه بمعنی ای، هی، هان، بدان و آگاه باش، حرف استثنائ به معنی مگر، جز، آل، سرخ کم رنگ، پشت گلی
درختیست تلخ . رجوع به الا شود .
( اسم ) جمع الی الی والی نعمتها نیکیها نیکوییها .
مانند سرخ نیم رنگ
حرف خطاب وتنبیه بمعنی ای، هی، هان، بدان و آگاه باش، حرف استثنائ به معنی مگر، جز، آل، سرخ کم رنگ، پشت گلی
درختیست تلخ . رجوع به الا شود .
گویش مازنی
۱گشاد – باز ۲وارفته ۳پراکنده
( آلا ) /aallaa/ حمله ی ناگهانی –مورد هجوم قرار دادن – برگرفته از آلامان ترکمنی است
/elaa/ گشاد – باز - وارفته ۳پراکنده
/elaa/ گشاد – باز - وارفته ۳پراکنده
فرهنگ اسم ها
اسم: آلا (دختر، پسر) (پهلوی، عربی) (تلفظ: ālā) (فارسی: آلا) (انگلیسی: ala)
معنی: سرخ، سرخ کم رنگ، نعمتها، نیکیها
معنی: سرخ، سرخ کم رنگ، نعمتها، نیکیها
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
جِلاّ
( اِلّا ) جِلاّ؛ بَل؛ تَک
( اِلّا ) جِلاّ؛ بَل؛ تَک
