Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : الا

تلفظ بین المللی : /ˈaːlˈɑ/ تلفظ :‌ ['a:l'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • آلا
  • آل ا
  • الا غ نر
  • آلا زمین
  • الا الا
  • الا الابشیین
  • الا زمین
  • الا شاخ
  • الا قیز قیز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

الا. [ اَ ] (ع اِ) الاء. درختیست تلخ . (منتهی الارب ). رجوع به الاء شود.

الا. [ اَل ْ لا ] (ع ق ) حرف تحضیض و مختص به جمله ٔ فعلیه ٔ خبریه است . (منتهی الارب ).

الا. [ اَ ] (ع صوت ) و آن بر پنج وجه است :1- تنبیه و در این صورت بر تحقق مابعد خود دلالت کندو بر دو جمله درآید : الا انهم هم السفهاء.(قرآن 13/2). و نحویان ...

فرهنگ عمید

برای خطاب و تنبیه به کار می‌رود؛ ای؛ هی؛ هان؛ بدان و آگاه باش: ◻︎ الا ای هنرمند پاکیزه‌خوی / هنرمند نشنیده‌ام عیب‌جوی (سعدی۱: ۳۷).

( آلا ) نعمت ها، نیکویی ها.= آل۳۱. = آلودن۲. آلاینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): خوی آلا، دهان آلا.مگر، جز.برای خطاب و تنبیه به کار می رود، ای، هی، هان، بدان و آگاه باش: الا ای هنرمند پاکیزه خوی / هنرمند نشنیده ام عیب جوی (سعدی۱: ۳۷ )....

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] (شب جم .)حرف تنبیه است ، بدان و آگاه باش ! هان !.

(اِ لّ) [ ع . ] (ق .) 1 - دلالت بر استثنا کند: مگر، بجز. 2 - جز، بدون . 3 - فقط ، منحصراً. ؛~ و بلّ ا بدون برو و برگرد، بی چون و چرا.

( آلا ) (ص . ) سرخ ، سرخ نیمرنگ .(اِ لّ ) [ ع . ] (ق . ) ۱ - دلالت بر استثنا کند: مگر، بجز. ۲ - جز، بدون . ۳ - فقط ، منحصراً. ،~ و بلّ ا بدون برو و برگرد، بی چون و چرا. ( اَ ) [ ع . ] (...

فرهنگ فارسی

( آلا ) یکی از آبادیهای بخش سقز در کردستان
( اسم ) جمع الی الی والی نعمتها نیکیها نیکوییها .
مانند سرخ نیم رنگ
حرف خطاب وتنبیه بمعنی ای، هی، هان، بدان و آگاه باش، حرف استثنائ به معنی مگر، جز، آل، سرخ کم رنگ، پشت گلی
درختیست تلخ . رجوع به الا شود .

گویش مازنی

۱گشاد – باز ۲وارفته ۳پراکنده

( آلا ) /aallaa/ حمله ی ناگهانی –مورد هجوم قرار دادن – برگرفته از آلامان ترکمنی است
/elaa/ گشاد – باز - وارفته ۳پراکنده

فرهنگ اسم ها

اسم: آلا (دختر، پسر) (پهلوی، عربی) (تلفظ: ālā) (فارسی: آلا) (انگلیسی: ala)
معنی: سرخ، سرخ کم رنگ، نعمتها، نیکیها

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اِلاّ، لفظ دلالت کننده بر یکی از سه معنای وصفی ، استثنایی و حصری است.«الاّ» بر سه نوع است:۱. «الاّ» ی وصفی: و آن در موردی است که برای ماقبل خودش صفت واقع می شود؛ در این حالت، الاّ همیشه به معنای «غیر» استعمال می گردد. از این «الا» در مفهوم حصر و استثنا بحث نمی شود؛۲. «الاِّ» ی استثنایی: که بر اخراج « مستثنی منه » از شمول حکم « مستثنی » دلالت می کند؛۳. «الاّ» ی حصری: به معنای «الا» یی اس...

واژه نامه بختیاریکا

جِلاّ
( اِلّا ) جِلاّ؛ بَل؛ تَک

کلمات مرتبط

  • آلا
  • آل ا
  • الا غ نر
  • آلا زمین
  • الا الا
  • الا الابشیین
  • الا زمین
  • الا شاخ
  • الا قیز قیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات