Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اقلیم

تلفظ بین المللی : /ˈeq1lim/ تلفظ :‌ ['eq1lim]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • اقلیم شناسی
  • اقلیم ایند
  • اقلیم حریق زا
  • اقلیم خاک
  • اقلیم درمانی
  • اقلیم زمین
  • اقلیم قاره ای
  • اقلیم مصنوعی
  • اقلیم نگاری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اقلیم.[ اِ ] ( معرب ، اِ ) هفت یک ربع مسکون. ( منتهی الارب ). کشور و مملکت و ولایت. ( ناظم الاطباء ). کشور. ( مهذب الاسماء ). هفت یک بهره ربع مسکون چه باعتقاد متقدمین یک ربع از چهار ربع کره ارض مسکون است و سه ربع دیگر را آب گرفته و این ربع را که ربع مسکون نامند از شمال تا خط استواء بر هفت قسمت کرده و هر قسمتی را اقلیم نامیده اند. ج ، اقالیم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( مهذب الاسماء ) ( کشاف ...

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] مملکت، کشور.
۲. (جغرافیا ) ناحیه ای از کرۀ زمین که وضعیت آب وهوایی مشخصی داشته باشد.
۳. (جغرافیا ) وضعیت آب وهوایی هر ناحیه.
۴. [قدیمی] (جغرافیا ) هر یک از هفت قسمت خشکی های عالم که طول بلندترین روز در هر کدام از آن ها با هم نیم ساعت اختلاف دارد.

فرهنگ معین

( اِ ) [ معر - یو. ] (اِ. ) ۱ - کشور، مملکت . ۲ - ولایت . ج . اقالیم .

دانشنامه آزاد فارسی

اِقلیم (climate)ترکیب اوضاع هوا در مکانی خاص، طی دوره ای مشخص. این دوره را معمولاً ۳۰ سال در نظر می گیرند. اقلیم ها براساس مقادیر میانگین و فراوانی همۀ عناصر هواشناختی دسته بندی می شوند ازجمله دما، فشار جَو، میزان بارش، باد، رطوبت و آفتاب، و عواملی که بر این عناصر تأثیر دارند. عامل های اصلی دخیل در اقلیم عبارت اند از عرض جغرافیایی (به واسطۀ حرکت های وضعی و انتقالی زمین)؛ جریان های اقیانوسی؛ حرکت ه...

فرهنگ فارسی

مجموعۀ شرایط جوّی و هواشناختی خاص یک منطقۀ کرۀ زمین متـ . آب‌وهوا

قدما سطح کره زمین را به هفت بخش تقسیم کرده هر بخش را اقلیم می نامیدند از این قرار اقلیم اول از اقصی بلاد چین آغاز می گردد و جزیره سرندیب سواحل دریا در جنوب بلاد سند جزیره العرب یمن دریای قلزم بلاد حبشه نیل مصر را فرا می گیرد و به بحر مغرب منتهی می گردد ٠ یا اقلیم دوم ٠ از مشرق شروع می شود و بعضی از بلاد چین و بلاد هند جبال قام...

دانشنامه عمومی

اقلیم به شرایط آب و هوایی یک منطقهٔ جغرافیایی نظیر دما، رطوبت، فشار اتمسفر، باد، بارش و سایر مشخصه های هواشناسی در مدت زمانی نسبتاً طولانی نسبت داده می شود. در هواشناسی معمولاً شرایط حال حاضر آب و هوا مورد بررسی قرار می گیرد در حالی که در اقلیم شناسی مشخصه های درازمدت آب و هوا مورد توجه است.اقلیم گرم و خشک (فلات مرکزی ایران)اقلیم سرد کوهستانی (مناطق کوهستانی غرب کشور)اقلیم معتدل و مرطوب (کرانهٔ جن...

مترادف و متضاد

هوا

بوم‌وبر، حوزه، زمین، سرزمین، کشور، مرزوبوم، مملکت، ولایت

۱. هوا
۲. بوموبر، حوزه، زمین، سرزمین، کشور، مرزوبوم، مملکت، ولایت

continent (اسم)
اقلیم، قاره

climate (اسم)
اقلیم، اب و هوا

فرهنگ فارسی ساره

اب وهوا

فرهنگستان زبان و ادب

{climate} [علوم جَوّ] مجموعۀ شرایط جوّی و هواشناختی خاص یک منطقۀ کرۀ زمین متـ . آب وهوا

کلمات مرتبط

  • اقلیم شناسی
  • اقلیم ایند
  • اقلیم حریق زا
  • اقلیم خاک
  • اقلیم درمانی
  • اقلیم زمین
  • اقلیم قاره ای
  • اقلیم مصنوعی
  • اقلیم نگاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات