کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اقلال
تلفظ بین المللی :
/ˈaːq1lˈɑl/
تلفظ :
['a:q1l'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
اولالا
صور الاقالیم
قیمت گذاری اقلام شاخص
بلند اقبال شیرازی رضی
اقلا
اقلا م ریز
اقلاً
اقوال و گفتار انبیاء
ادلال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اقلال. [ اِ] ( ع مص ) کم کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اندک کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || اندک یافتن چیزی را. || اندک آوردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بلند کردن و برداشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن ). || برداشتن توانستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بی چیز و درویش شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( ترجمان القرآن ). || فسره و لر...
فرهنگ عمید
بی چیز شدن، درویش و مستمند شدن، درویشی، تهی دستی.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - کاستن . ۲ - (مص ل . ) بی چیز شدن .
کلمات مرتبط
اولالا
صور الاقالیم
قیمت گذاری اقلام شاخص
بلند اقبال شیرازی رضی
اقلا
اقلا م ریز
اقلاً
اقوال و گفتار انبیاء
ادلال
نظرات