Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اقفال

تلفظ بین المللی : /ˈaːq1fˈɑl/ تلفظ :‌ ['a:q1f'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • اقفالها
  • زبل الاطفال
  • انفال
  • انفال سوره
  • صور الاقالیم
  • کاغذ اطفال
  • بلند اقبال شیرازی رضی
  • اقوال و گفتار انبیاء
  • اسفالت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اقفال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قُفل . (منتهی الارب ). ج ِ قفل ، درفش و نشان و کلیدانه . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ، ترتیب عادل بن علی ) (آنندراج ).

اقفال . [ اِ ] (ع مص ) گماشتن بر کسی نگاه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || فراهم آوردن کسی را بر کاری . || قافله گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || قفل کردن در را. || خشک کردن . (منتهی الارب )...

فرهنگ عمید

قفل#NAME?

= قفل

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . )قفل کردن . ۲ - (مص ل . ) حرکت کردن .

فرهنگ فارسی

جمع قفل، قفل کردن، قفل نهادن به در، بستن در ، بازگردانیدن، بازگشت دادن
۱ - ( مصدر ) بند زدن قفل نهادن در بستن . ۲ - حرکت کردن برداشتن .
گماشتن بر کسی نگاه را یا فراهم آوردن کسی را بر کاری .

کلمات مرتبط

  • اقفالها
  • زبل الاطفال
  • انفال
  • انفال سوره
  • صور الاقالیم
  • کاغذ اطفال
  • بلند اقبال شیرازی رضی
  • اقوال و گفتار انبیاء
  • اسفالت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات