کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اقعیلال
تلفظ بین المللی :
/ˈaːq1ʔilˈɑl/
تلفظ :
['a:q1?il'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اشعیلال
اصعیلال
اقبیلال
اطریلال
اعتلال
آطریلال
اعلال
اقلال
اقویلاسمون
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اقعیلال. [ اِ ] ( ع مص ) راست شدن در سواری. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || گل کردن درخت رز. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
اشعیلال
اصعیلال
اقبیلال
اطریلال
اعتلال
آطریلال
اعلال
اقلال
اقویلاسمون
نظرات