معانی کلمه : اقعاد
لغت نامه دهخدا
اقعاد. [ اَ ] (ع اِ) بیماریی است که در ران شتر عارض گردد و وامانده گرداند او را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - نشاندن ، نشانیدن . ۲ - خدمت کردن کسی را.

اقعاد. [ اَ ] (ع اِ) بیماریی است که در ران شتر عارض گردد و وامانده گرداند او را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).