معانی کلمه : اقطاع ده
لغت نامه دهخدا
اقطاع ده. [ اِ دِه ْ ] ( نف مرکب ) کسی که زمین را باقطاع به کسی دهد :
این ده که حصار بیهشان است
اقطاع ده زبون کشان است.اقطاع ده سپاه موران
اورنگ نشین بخت کوران.رجوع به اقطاع شود.
این ده که حصار بیهشان است
اقطاع ده زبون کشان است.اقطاع ده سپاه موران
اورنگ نشین بخت کوران.رجوع به اقطاع شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنکه اقطاع بخشد .
کسی که زمینی را باقطاع به کسی دهد
کسی که زمینی را باقطاع به کسی دهد
