اقران . [ اِ ] (ع مص ) توانستن . (ترجمان القرآن ). توانستن کاری را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). طاقت چیزی داشتن .(تاج المصادر بیهقی ). توانا گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || نتوانستن و سست شدن ، از اضداد است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || برگردیدن از راه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || افزون شدن خون در رگ .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطب...
فرهنگ عمید
همانندان.
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ قرن . ۱ - هم سالان ، همسران . ۲ - نزدیکان .
فرهنگ فارسی
همانندان، نزدیکان، جمع قرن ( مصدر ) برابر کردن همبر داشتن . توانستن کاری را طاقت چیزی را داشتن .
مترادف و متضاد
نزدیکان، همالان، همقطاران، همگنان ≠ اغیار
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] همسالان را اَقران می گویند و از آن در باب طهارت بحث شده است.به قول مشهور، زن مبتدئه چنانچه بیش از ده روز خون ببیند و برای او تشخیص حیض بودن آن از استحاضه به صفات و نیز عادت خویشاوندان ممکن نباشد، برای تشخیص نوع خون، باید به همسالان خود رجوع کند و عادت آنان را عادت خود قرار دهد. wikifeqh: اقران...