اقتطاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) پاره ای از چیزی جدا کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پاره ای از چیزی واکردن. ( تاج المصادر بیهقی ). پاره ای از چیزی بدر کردن. ( آنندراج ). || پاره ای از مال کسی گرفتن. یقال : اقتطعت قطیعاً من غنم فلان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ( اصطلاح معانی و بیان ) اقتطاع نزد اهل معانی حذف بعض کلمه است. ابن اثیر ورود آن را درقرآن منکر است و بعضی قول او ر...
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - جدا کردن . ۲ - بریدن . ۳ - قسمتی از چیزی را گفتن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - جدا کردن . ۲ - بریدن . ۳ - قسمتی از چیزی را گرفتن .