اقتصاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) میانه راه رفتن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). میانجی نگاه داشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). میانه نگاه داشتن. ( ترجمان القرآن ). || ( اِمص ) میانه روی در هر کاری. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). قصد.- علم اقتصاد ؛ عبارت از علم به مجموع وسایلی است که برای رفع نیازمندیهای مادی بشر از آن استفاده میشود.|| مواصلةالشاعر عمل القصائد. ( منتهی الارب )؛ م...
فرهنگ عمید
۱. دانش بررسی روش های کسب درآمد، مصرف کالاها و خدمات، روابط بازرگانی، و سازمان دهی امور مالی برای بهره برداری بهینه از منابع تولید ثروت. ۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] میانه روی کردن. ۳. (اسم مصدر ) [قدیمی] به اندازه خرج کردن، تعادل دخل وخرج را نگه داشتن. ۴. [قدیمی] میانه روی، میانه روی در هر کار.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) میانه روی در هر کاری . ۲ - رعایت اعتدال در دخل و خرج . ۳ - (اِمص . ) میانه روی در هزینه ها، میان کاری . ۴ - مجازاً صرفه جویی . ،علم ~یکی از رشته های علوم اجتماعی است که در باب کیفیت فعالیت مربوط به دخل و خرج و چگونگی روابط
(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) میانه روی در هر کاری . 2 - رعایت اعتدال در دخل و خرج . 3 - (اِمص .) میانه روی در هزینه ...
دانشنامه آزاد فارسی
اقتصاد (economics)شاخه ای از علوم اجتماعی، با هدف مطالعه دربارۀ تولید، توزیع و مصرف ثروت. اقتصاد دو بخش عمده دارد: اقتصاد خرد، که به مطالعه در مورد رفتار یکایک تولیدکنندگان، مصرف کنندگان، یا بازارها می پردازد و اقتصاد کلان، که کل اقتصاد یا کل نظام اقتصادی (به ویژه زمینه هایی از قبیل مالیات بندی و مخارج عمومی) را بررسی می کند. اقتصاد عبارت است از مطالعه دربارۀ چگونگی تخصیص منابع، در جامعه ای خاص، ب...
فرهنگ فارسی
میانه راه رفتن، میانه روی کردن، به اندازه خرج کردن، تعادل دخل وخرج رانگاه داشتن ، میانه روی، میانه روی درهرکار۱ - ( مصدر ) میانجی شدن میانگی کردن. ۲ - میانه نگاه داشتن . ۳ - باندازه خرج کردن . ۴ - تعادل دخل و خرج را حفظ کردن. ۵ - ( اسم ) میان کاری . ۶ - میانه روی در هر کار باندازه خرج کردن . یا علم اقتصاد . یکی از رشته های علوم اجتماعی است که در باب کیفیت فعالیت مربوط بدخل و خرج و چگونگی روابط مال...
دانشنامه عمومی
اقتصاد یا ترازمان به یک نظام اقتصادی در یک یا چند منطقه جغرافیایی یا سیاسی خاص اطلاق می شود و در برگیرنده تولید، توزیع یا تجارت و مصرف کالاها و خدمات در آن منطقه یا کشور می باشد. یک اقتصاد مجموع کل ارزش معاملات میان فعالان اقتصادی نظیر افراد، گروه ها، سازمان ها و حتی ملت هاست.مخارج مصرفینرخ ارزتولید ناخالص داخلیGDP سرانهGNPبازار سهامنرخ بهرهبدهی ملینرخ تورمبیکاریتراز تجاریاقتصاد برآیندِ کلیه فراین...
نقل قول
اقتصاد یا ترازمان به یک نظام اقتصادی در یک منطقه جغرافیایی مشخص اطلاق می شود و در برگیرنده تولید، توزیع یا تجارت و مصرف کالاها و خدمات در آن منطقه یا کشور می باشد. یک اقتصاد مجموع کل ارزش معاملات میان فعالان اقتصادی نظیر افراد، گروه ها، سازمانها و حتی ملتهاست.• «در بسیاری کشورها مردم از این که می گویند اقتصاد مشکل است و آنها نخواهند فهمید، از اینکه گفته می شود “مسائل اقتصادی و مالی را فقط گروه کوچ...
مترادف و متضاد
صرفهجویی، قناعت، میانهروی ≠ اسراف
economy(اسم)
علم اقتصاد، اقتصاد، صرفه جویی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تنظیم و ساماندهی اموال خصوصی و عمومی و عملیّات مرتبط با آن را اقتصاد می گویند.اقتصاد در لغت به معنای اعتدال و میانه روی است و آنچه در شناسه آمده اصطلاحی در علم اقتصاد است. بیان علم اقتصادعلم اقتصاد عبارت است از دانش بررسی تولید ثروت و مصرف کالاها و خدمات و سامان دادن به ثروت، صنعت و منابع ملّی و استفاده بهینه از اندیشهها. بابهای فقهی مرتبط با اقتصاداسلام در کنار توجّه به بُعد معنوی حی...
فرهنگستان زبان و ادب
[اقتصاد] ← علم اقتصاد {economy} [اقتصاد] 1. مجموعه ای از فعالیت های اقتصادی در چارچوب تولید و مصرف که به استناد آن نحوۀ تخصیص منابـع در یک ناحیـۀ جغـرافیایی یا حوزه مشخص می شود 2. منابع و ثروت یک کشور یا یک منطقه، به ویژه آنهایی که برحسب تولید و مصرف قابل تعریف اند