کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اقتراف | کلماتور
معانی کلمه : اقتراف
تلفظ بین المللی :
/ˌeq1terˈɑf/
تلفظ :
[,eq1teR'Af]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اقتراف حسنه
قیاس اقترانی
اعتراف به شکست
اعتراف به گناه
اعتراف شده
اعتراف نامه
اعتراف و درد دل کردن
اعتراف کردن
اعتراف گرفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اقتراف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ورزیدن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کسب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان القرآن ). || گناه آوردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گناه کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : بجرایم و آثام که در ایام ماضیه و شهور سالفه اقتراف کرده بود در مقام خجالت و ندامت اعتراف نمود. ( جهانگشای جوینی ). || متهم شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( نا...
فرهنگ عمید
۱. کسب کردن.
۲. گردآوردن مال.
۳. گناه کردن.
۴. متهم شدن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) کسب کردن ، کسب معاش کردن . ۲ - (مص ل . ) گناه کردن . ۳ - به جا آوردن . ۴ - وزیدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - ورزیدن . ۲ - گناه کردن . ۳ - کسب کردن .
کلمات مرتبط
اقتراف حسنه
قیاس اقترانی
اعتراف به شکست
اعتراف به گناه
اعتراف شده
اعتراف نامه
اعتراف و درد دل کردن
اعتراف کردن
اعتراف گرفتن
نظرات