کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اقبان
تلفظ بین المللی :
/ˈoq1bɑn/
تلفظ :
['oq1bAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آقبانو
اقبانو
ذئب اهبان
رود ابان
امبانداکا
سرایر اسبان
شمار انبانک های حفره ای
علف انبانی
علف انبانیان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اقبان. [ اِ ] ( ع مص ) شکست خوردن از دشمن. || شتابی کردن در دویدن بی ترس و بیم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
شکست خوردن از دشمن
کلمات مرتبط
آقبانو
اقبانو
ذئب اهبان
رود ابان
امبانداکا
سرایر اسبان
شمار انبانک های حفره ای
علف انبانی
علف انبانیان
نظرات